آرشيو نگاه ويژه
نمايش خبر در تاريخ :
نوع مطلب :  
روز :  
ماه :  
سال :  
۱۲
۷ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۳
 
قدمگاه شهدا ،از شرهانی تا شلمچه
مناطق زیادی از جبهه‌های جنوب کشور امروز یادمان حضور صدها نفر از رزمندگان سال‌های جنگ تحمیلی عراق به ملت ایران است....
۸ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۱
 
همه  حقيقت کربلاست
شبي که در حال گذر است، ما را غايت‌الآمال اين است که بزرگ ِ شهيدان عليه‌السلام، ما را نيز در صف کربلائيان و شيدائيان بپذيرد... و شايد دليل آنکه به گاه ِ تفحص در احوالات «شهيد مجيد افقهي»، ناگهان در ناگهان به معناي «شهيد محمدمهدي احمدي‌خباز» منتقل شديم همين است؛ حسين عليه‌السلام!
۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۱
 
باغ‌های مطهر شهیدآباد
پدر شهيدان دهنوي... که مهر مسيحامان در کلماتش بيداد مي‌کرد، آنگاه که مي‌گفت: در يکي از سفرهاي رهبر معظم انقلاب به مشهد مقدس، از من خواستند که به عنوان پدر سه شهيد و دو جانباز صحبت کنم. پيش خود گفتم: خدايا من زباني ندارم که در برابر مردم و رهبر عزيزم سخن بگويم. وقتي نوبت من شد، خداوند قدرتي به من داد ...
۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۴
 
سرّ اخلاص احرار
شهيدان پيشتر از آنکه شهادت را دريابند و نامشان هفتاد و سومين حواري اباعبدالله الحسين عليه‌السلام ثبت گردد، به مقصد رسيده بودند و جنت الماوي را به تماشا نشسته بودند از ميان دو انگشت اشارت و بشارت مسيحاي خويش... بسيار پيشتر از آنکه شهيد شوند به تماشاي وجه الله نشسته بودند.
۲۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۲
 
بـرتـر از ایثـار
ياد امّ وهب ِ کربلا زنده شد که چون سر فرزندش را به او بازگرداندند تا او را بشکنند، سر فرزند را به‌سمت دشمنان افکند و گفت از مرام و مسلک ما به دور است هديه اي که در راه خدا داده‌ايم باز پس ستانيم؟ ..
۲۲ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۵۵
 
آبديدگان ميدانهاي الهي
اگر چه هر وعده ديدار ما و قبيله شافعان يوم‌الحساب ، سيد مرتضي،‌ هادي راه است و مترجم زبان و لسان شهيدان اما امشب حضورش رنگ دگرگونه تري دارد... بگذار اين‌گونه بگويم!
۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۲۸
 
باشدکه مثل حاج بخشی انقلابی باشیم؛اماازانقلاب طلب کارنباشیم
حاج بخشی ۷۸ ساله جایی برای حرف و حدیث باقی نگذاشته تا کسی بگوید در مقطعی کاری از دستش برمی آمده و انجام نداده است. او حسابش را با خدا و انقلاب و امام و رهبرش و مردم تسویه کرد و رفت.
۲۴ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۸
 
سّرشريف جاودانگي قبيله شهيدان
چونان شهيدان خلخالي که با آن پيکرهاي ارباً اربا و تکه تکه شده شان روضه خواني کردند براي عالم و زنده کردند خاطره کربلايي‌هاي حسيني را...
۲۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۵
 
صلی‌الله‌علیک یااباعبدالله
«مصطفي رداني‌پور» هم از آن جانهاي بيقرار و شيداي حسين بن علي عليه‌السلام که لاجرم نا آرامي‌کردنهاي پرنده روحش او را در جنت المأواي کربلا اسکان داد و او هم شد از مجاوران هميشگي يوم الحسين عليه‌السلام؛ عاشورا!
۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۷
 
ذوالفقاری تا بهشت
حال دیگر مردم هم با دریا به ساحل رسیده بودند، تنها با یک ساعت مقاومت و جانفشانی، هراس در دل دشمن انداخته و او را وادار به عقب‌نشینی کردند.
۳۰ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۱۶
 
وقتی محبت مسیحا، به اوج می‌رساند
«حزب‌الله کيست؟ حزب‌الله مومني است که در پيوند با حبل‌المتين ولايت معصوم قرار داشته باشد. حزب‌الله مومني است که در ظلّ ولايت معصوم، خود اهليت خليفه‌اللهي يافته و براي اقامه عدل در کره زمين قيام کرده است. تولّي و تبرّي صفتي اصلي است که خداوند حزب‌الله را بدان ستوده است: اشداء علي الکفار رحماء بينهم. ...
نسیمی از سمت‌کربلا
پایگاه خبری انصار حزب الله:در غروبي دلنشين و دگرگونه بار سفر بسته‌ايم تا بلکه مقدمه شود براي هجرتمان از خويشتن... در روستايي از حوالي استان آذربايجان شرقي... نه که پيش‌تر از سفر خبري نبود. بود! اما با خود مي‌گفتم رنج سفر را بر خويش تحميل کنيم تا خانه عادات و تعلقات را در هم بکوبيم! با ...
۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۰۲
 
آي شهدا، بياييد و غبار تعلّقات ما را بشوييد
پایگاه خبری انصارحزب الله:گفتيم دلتنگيم و آمدند! مثل همه دفعه‌هايي که گفته بوديم دلتنگيم و آمده بودند... با دو تکه استخوان و يا مهري شکسته و تسبيحي خونرنگ و قرآن جيبي کوچکي و يا شايد حتي هيچ‌کدام و تنها به يک تکه پلاک شکسته... پيچيده در پرچم‌هاي سه رنگ « الله نشان» ساده اما ...
۲۷ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۶
 
حُبّ‌الْحُسَیْن
ما را بخوان به نام «شيداييان حسين بن علي عليه‌السلام» که کوي به کوي و وادي به وادي در جستجوي جرعه‌اي عاشورا آمده‌ايم! با تو گفتم اگر دل در گرو محبت مسيحا داشته باشي از هر کجاي راه به حسين عليه‌السلام و قافله از جان گذشتگانش مي‌پيوندي و از او جدا نمي‌ماني...
۸ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۵
 
بيا بت‌شکنی‌کنيم!
پایگاه خبری انصارحزب الله:در شبي به روشني ليله‌القدر، متهجّدان غريب هيبت ياريم! مبهوت و منتظر... انتظار ما بدان جا برمي‌گردد و بدان دليل است که شبهاي بسيار که عالم در خواب ناز فرو رفته بود، ما عطش مي‌جستيم... به ياد داري که؟! حالا در اين ليله القدر روشن، با قبيله هزار در هزار شهدا، ربّ‌...
۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۳
 
چه کنیم کوفی نشویم
همه اين فتنه بارانها، همه اين تلاشها از سوي دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب، همه فقط براي آن است که دست ما را از دامانِ هارونِ مهدي موعود عجل‌الله فرجه کوتاه کنند.
۴ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۱
 
پارتيزان‏هاى شهر عشق
آن‏ها چگونه مى‏توانند كلام آن بى‏سيم چى را در آخرين لحضات زندگيش بفهمند، وقتى پشت بى‏سيم گفت: عراقى‏ها خاكريز را گرفته‏اند، تير خلاصى مى‏زنند، بايد موج بى سيم را تغيير بدهم...
۱۵ تير ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۵۵
 
نفس‌های سوخته نیازمند همنفسی
خس خس، گلویش را خراش می‌داد. فقط وقتی می‌خواست حرف بزند ماسکش را برمی‌داشت. گاهی آنقدر سرفه می‌‌کرد که اشک از گوشه چشمش جاری می‌شد. اما حتی در آن حالت هم لبخند از روی صورتش محو نمی‌شد به خصوص در مقابل دختر کوچکش.
يك غروب نزديك بهشت
بچه‌ها يكي يكي كنار تابوت‌ها زانو زدند؛ آنها كه افسران جنگ نرم مي‌خوانندشان؛ زانو زدن در برابر سرداران و افسران حقيقي شرط ادب است؛‌ بعضي‌ها حيرت كرده‌اند؛‌ حالا تو هستي و خدا و شهيد؛ هر آنچه در دل داري بدون هيچ نگراني بازگو؛‌ عقده دل بگشا كه نامحرمي در اين جمع نيست.
۱ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۰
 
... و اين هنر مردان خداست!
اگر قاب عکس در و ديوار اتاق کودکي‌ام را به بازي گرفته بود، حالا کتاب‌هايش، دلم را به بازي گرفته است! مي‌برد مرا تا اوج بعد رهايم مي‌کند که حالا خودت به تنهايي پرواز کن!
۱۲